شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

223

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

اما پيداست كه يزيد چنين اجازه‌اى نمىدهد و خواست امام عليه السّلام را نمىپذيرد . زيرا او به خوبى مىدانست كه در آن هنگام حقايق را مىتوان بر اجتماع مشتبه ساخت . خيانتها و جنايتها را به حساب خدمت گذاشت و چنان به خورد مردم داد كه زبان حق‌گوى مردان راستين بسته باشد و اجازهء سخن به آنان داده نشود . اما در برابر ، دستگاه تبليغاتى و خطيبان استخدام‌شدهء حكومت بىقيد و شرط آزاد باشند ؛ ولى چون بانگ اعتراض زين العابدين بر خطيب و سپس اجازهء سخن خواستن ، توجه مردم را به سوى آن حضرت جلب كرده بود ، از اين نظر همگان بر يزيد اعتراض كردند و خواستند سخنان آن جوان را بشنوند . گفتند : « اى امير المؤمنين ! چه زيان دارد ؟ فرمان كن تا بر منبر بر آيد و هنر خويش بنمايد . ولى پاسخ يزيد به مردم شام هم منفى بود ، زيرا او مىدانست كه اگر آن باقىماندهء دودمان نبوت بر منبر رود و فرصت سخن پيدا كند ، بسيارى از حقايق را با مردم در ميان مىنهد كه حكومت شام از آشكار شدن آنها سخت در وحشت بود . اما خوشبختانه فشار افكار عمومى و خواست اجتماع كار خود را كرد و فرزند معاويه بالاخره تسليم گرديد و اجازه داد تا زين العابدين عليه السّلام سخن بگويد . اكنون فرصتى است بسيار حساس و مهم كه در اختيار سلالهء اطهار قرار گرفته است . مسجد بزرگ شام ، در برابر قشر واقعى و صحيح اجتماع و امت ، آن هم در مجلسى كه فرزند معاويه است ، آن كس كه به ناحق بر سرير خلافت اسلامى تكيه زده در آن حاضر است ! اين عالىترين فرصتى است كه در اختيار حجت خدا و فرزند داغديدهء زهرا عليها السّلام قرار گرفته است . اين فرصت مهمى است كه يكى از اصيل‌ترين فرزندان آن دودمان به دست آورده كه ساليانى دراز افكار اجتماع عليه آنها بسيج شده بود - فرصتى كه مىشد با استفاده از آن ، ماهيت كثيف و ننگين اين حكومت را كه براى مردم سخت در پرده استتار بود ، آشكار و روشن نمود . زين العابدين عليه السّلام براى رسيدن به اين هدف بزرگ و مقدس كافى است كه تنها خود و دودمان خويش را معرفى كند و دربارهء آل اميه و جنايتها و رسواييهايى كه يزيد در سرزمين آزادى و عدالت يعنى كربلا انجام داده سخن بگويد ، و اين خود كافى است كه شديدترين شور و هيجان را در مردم عليه دودمان بنى اميه و به نفع خاندان على عليه السّلام به وجود آورد ؛ هيجانى كه براى حكومت شام دردناك و مرگبار باشد و موقعيت آن را سخت دچار اضطراب و تزلزل سازد . به خاطر همين جهات بود كه يزيد حاضر نبود در آن شرايط حسّاس